مرتضى مطهرى

208

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دارد لذا مقدارى از مباحث علم و ادراك هم در آنجا يعنى در باب ماهيات مطرح مىشود ، مانند اين مسأله كه آيا كلى و جزئى در خارج وجود دارد يا وجود ندارد . بعلاوه يكى از مسائل مربوط به علم و ادراك - كه مسأله خيلى مهمى هم هست - مسأله‌اى است كه ما به نام « اعتبارات ماهيت » داريم كه مربوط مىشود به معرفت انحاء اعتبارات ماهيت از قبيل ماهيت لابشرط ، به شرط شىء و به شرط لا ، و بازگشت همه اينها به اعتبارات ذهن است ؛ يعنى در واقع نوعى شناخت ذهن است . اين هم مسأله‌اى است كه باز در ابواب ماهيت مطرح مىشود . گذشته از اين ، عنقريب بعد از مبحث وجود ذهنى به مباحثى مىرسيم كه گرچه آن مباحث عناوين ديگرى دارد ولى همان مباحث به نحوى در مسائل علم و معرفت گنجانيده مىشود ، مانند مبحث معقولات ثانيه كه اصلا بحث معقولات ثانيه درست يك بحثى است مربوط به عالم ذهن . در آنجا معقولات تقسيم مىشوند به معقولات اوليه و معقولات ثانويه و باز معقولات ثانيه بر دو گونه‌اند : معقولات ثانيه منطقى كه مفاهيم منطقى هستند و معقولات ثانيهء فلسفى كه يك سلسله معانى فلسفى هستند . باز اين مسائل هم مربوط به علم و ادراك و معرفت مىشود . حالا يك مبحثى كه حساب خودش را از همهء آنها جدا كرده است همين مبحث « وجود ذهنى » است . مبحث وجود ذهنى اصلا خودش را كشانده و آمده است به مسائل وجود و عدم ؛ هم از باب مقولات ، هم از باب عقل و معقول و هم از مباحث نفس و از ابواب ديگر خارج شده ، خودش را كشانده و آورده است به اينجا « 1 » ؛ و چنان كه بعدا خواهيم گفت اين باب يك باب مستحدثى است كه در كلمات متقدمين از قبيل فارابى و بوعلى وجود نداشته است . اما چرا اين بحث كه دربارهء علم و ادراك است در مباحث وجود و عدم مطرح شده است ؟ علت اين است كه بحث وجود ذهنى در واقع بحث شناخت است يعنى بحث ارزش علم است ( كه اين همان مسأله‌اى است كه در دنياى اروپا از اهميت بسيار برخوردار است ) يعنى محور بحث ارزش ادراكات انسان است و بحث در ماهيت علم و ادراك است كه اصلا حقيقت معرفت چيست ؟ حقيقت علم چيست ؟ حقيقت

--> ( 1 ) . - در فلسفهء جديد هم اين بحث يك باب عليحده و يك باب مخصوص به خود دارد به نام « intentional existence » .